خرید بک لینک

گفتم میخوام کنسل شون کنم


ی ِ بی-خیالی و ناراحتی ِ

عمیق ،گسترده و آروم

تو همه ی سلول ها ت

برچسب: افسانه, نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 1:28

دست های سوخته و خط خطی با تیغ شده ی میشا
خود کشی ِ سپیده
تشدید روی مریضی ِ روانشناسی ِ فرگل

من و آروم تر و گریون تر کرده

*همه تون یا رفتین
یا دقیقا امسال با مریض های روانی تون برگشتین

# خیس چشمی

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 1:28

رفت
گفت شدنی نیست
و من و جوری کرد که به صفحه ی سیاه نگاه میکنم و ابراز ناراحتی میکنم با خودم

برچسب: اناویدنا, نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 1:28

من فکر میکنم اینا که با من صبح ها میرن دانشگاه و ورزش
اصلا ناراحت نیستن
میدونم فکر میکنین من احمق م یا در واقع حتا این فکرم نمیکنید
اما انگار اصلا ناراحت نیستن

برچسب: احمقانه, نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 1:28

خوابم نمیبره

وقتی خوابم نمیبره بیشتر احساس_ هیچ کس نبودن میکنم

کاش هیچ تلاشی لازم نبود

فکر میکنم اینهایی که یکی عاشقشون میشه

هیچ تلاشی نمیکنن

من فردا ساعت هشت انتخاب واحد دارم

بیدارم میکنی اگه بیدار نشدم خودم ؟

برچسب: جدیدا,میکنم,انجام, نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 1:28

پشت تلگرام میگه بیا ی ِ بازی کنیم فکر کن من یکی از همکلاسی ها ت م و تو هم خودتی 1 2 3 میگه ابر من ی ِ حس خاصی بهت دارم میگم یعنی چی ؟ میگه نمیدونم اما میشه وقتی دیدمت ببوسمت ؟ میگم وقتی دیدیم هم و حرف میزنیم میگه باشه بیا فرض کنیم رفتیم پارک من دستم و گذاشتم رو زانو ت دوباره میگه بهش میگم نه .. رفتیم باغ فردوس میگه بیا بازی کنیم من بازی دوست دارم دوباره میگه دستش و میذاره رو زانو م میخندم

برچسب: نمیکنم, نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 1:28

به لیلا آشوری ِ کلاسمون یک جوری میگم که من خیلی دلم نمیخواد حرف بزنم همیشه

میگه آره بعضی ها درونگران

میگم نه لزوما

منظورم این بود که

من از اونها نیستم که برا اینکه حرف زده باشم با همه حرف بزنم


آدم ِ میگه

خوشحال ِ که اومده اینجا

میگه اینجا همه مهربون اند

میگه همه لبخند میزنن

فکر میکنم

چرا این جور چیزها برای من بلد نیست من و نمیکشه من و به وجد نمیآره


دلم میخواست برم اونجا

اما دلم نمیخواست کسی میدیدتم


برچسب: قنبتاردئمزرد, نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 1:28

بعد 10 سال اومده ایران

از دهم

15 روز

همه اینا رو به من گفته

بعد تا امروز هیچ پیامی نداده


18 ساله م که بود پشت تلفن زدن های با کد ِ یک ،کامل فهمیدم یکی ِ که فقط پول و مد براش مهم ِ

بالا ِ همه بودن


با همه ی این اوصاف

با همه ی تلاش نکردن آدم ها -بی رحمی آدم ها- باز من تلاش کنم بی دلیل ؟

که خوشحال شه

که فکر کنه مهم ِ برا دوستی تو ایران

که باز نخونه حس م و نا راحتی م و ناراحتی م و -مثل همه-


برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 1:28

میدونی چی

من و

خیلی

ناراحت

کرد

که فکر

کردم

فلان سال ِ نا معلوم ِ دیگه میآی تهران و

فکر نکنم بخوای ببینیم هم و

دلم خواست حتما نباشم

ایران


*قاف داره می ره

قاف شوهر نمیکنه

قاف میره بگه حالا هر چی می خواد بشه بشه

به ی ِ میگه

سین هر چی و که بخواد بدست میآره


**یک نفر میخواد من و عاشق و وابسته ی خودش کنه و بعد بذاره بره {بی رحمی ِ من-شهریور ِ 96}

برچسب: فیلدد, نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 1:28

داشتم فکر میکردم تعداد هومو ها از تعداد کسایی که پوشیه میزنن بیشتر_ نه ؟

یعنی میدونی فکر کردم به این که تو شش طبقه هیچ رو بنده زنی ندیدم

بعد فکر کردم جمله ی اول و

برچسب: ارتباط, نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 21:55

دارم زیادی بزرگش میکنم

دارم زیادی بزرگش میکنم

من کلا همیشه همین طورم همه چی و بزرگش میکنم


برچسب: خوبی,میده,یادآوری,بزرگش,کردن, نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 21:55

ی_ دو سه روزه دنبال_ عکس برا دیتا میگردم و

به نتیجه نرسیدم

اگه دیتا جور نشه مقاله که هیچ و مدرکمم نمیتونم بگیرم

به اینا که فکر میکنم نمیتونم نفس بکشم

برچسب: خوابممیآد, نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 21:55

صفحه بندی