گفتم میخوام کنسل شون کنم
ی ِ بی-خیالی و ناراحتی ِ
عمیق ،گسترده و آروم
تو همه ی سلول ها ت
برچسب: افسانه,
نویسنده: باربد رضایی
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
برچسب: اناویدنا,
نویسنده: باربد رضایی
برچسب: احمقانه,
نویسنده: باربد رضایی
برچسب: نمیکنم,
نویسنده: باربد رضایی
به لیلا آشوری ِ کلاسمون یک جوری میگم که من خیلی دلم نمیخواد حرف بزنم همیشه
میگه آره بعضی ها درونگران
میگم نه لزوما
منظورم این بود که
من از اونها نیستم که برا اینکه حرف زده باشم با همه حرف بزنم
آدم ِ میگه
خوشحال ِ که اومده اینجا
میگه اینجا همه مهربون اند
میگه همه لبخند میزنن
فکر میکنم
چرا این جور چیزها برای من بلد نیست من و نمیکشه من و به وجد نمیآره
دلم میخواست برم اونجا
اما دلم نمیخواست کسی میدیدتم
برچسب: قنبتاردئمزرد,
نویسنده: باربد رضایی
بعد 10 سال اومده ایران
از دهم
15 روز
همه اینا رو به من گفته
بعد تا امروز هیچ پیامی نداده
18 ساله م که بود پشت تلفن زدن های با کد ِ یک ،کامل فهمیدم یکی ِ که فقط پول و مد براش مهم ِ
بالا ِ همه بودن
با همه ی این اوصاف
با همه ی تلاش نکردن آدم ها -بی رحمی آدم ها- باز من تلاش کنم بی دلیل ؟
که خوشحال شه
که فکر کنه مهم ِ برا دوستی تو ایران
که باز نخونه حس م و نا راحتی م و ناراحتی م و -مثل همه-
برچسب:
نویسنده: باربد رضایی
میدونی چی
من و
خیلی
ناراحت
کرد
که فکر
کردم
فلان سال ِ نا معلوم ِ دیگه میآی تهران و
فکر نکنم بخوای ببینیم هم و
دلم خواست حتما نباشم
ایران
*قاف داره می ره
قاف شوهر نمیکنه
قاف میره بگه حالا هر چی می خواد بشه بشه
به ی ِ میگه
سین هر چی و که بخواد بدست میآره
**یک نفر میخواد من و عاشق و وابسته ی خودش کنه و بعد بذاره بره {بی رحمی ِ من-شهریور ِ 96}
برچسب: فیلدد,
نویسنده: باربد رضایی
داشتم فکر میکردم تعداد هومو ها از تعداد کسایی که پوشیه میزنن بیشتر_ نه ؟
یعنی میدونی فکر کردم به این که تو شش طبقه هیچ رو بنده زنی ندیدم
بعد فکر کردم جمله ی اول و
برچسب: ارتباط,
نویسنده: باربد رضایی
ی_ دو سه روزه دنبال_ عکس برا دیتا میگردم و
به نتیجه نرسیدم
اگه دیتا جور نشه مقاله که هیچ و مدرکمم نمیتونم بگیرم
به اینا که فکر میکنم نمیتونم نفس بکشم
برچسب: خوابممیآد,
نویسنده: باربد رضایی